تبلیغات
اعتدال
10:58 ق.ظ
104
اتحاد

مسعودی در مروج الذهب می نویسد: مردی از اهل كوفه پس از جنگ صفین با شتر خود وارد دمشق شد. یكی از مردم شام ادعا نمود كه این شتر مال من بوده كه در جنگ صفین از من غارت شده و به دست تو افتاده است. سرانجام این محاكمه و مرافعه به نزد معاویه كشیده شد.
مرد شامی پنجاه شاهد آورد كه این ماده شتر مال من است. معاویه حكم نمود ماده شتر را به شامی تحویل دهند. مرد كوفی به معاویه گفت: این شتر نر است و ماده نیست. معاویه گفت: حكمی داده شد و چاره ای نیست. پس از رفتن مردم، معاویه مرد كوفی را نزد خود حاضر نمود و دو برابر ارزش شتر را به وی داد و در حق او احسان نمود. آن گاه به او گفت:
به علی بگو معاویه می گوید، من با صد هزار مرد جنگی كه فرقی میان شتر نر و ماده نمی گذارند با تو جنگ خواهم نمود...

(( پس معاویه می خواست نمایشی ترتیب دهد و اعلام كند كه مردم شام با یكدیگر متحد هستند، و از كمك به همدیگر مضایقه ندارند و نه فقط از دین می گذرند كه از محسوسات نیز چشم می پوشند، و شتر نر را ماده می خوانند.))

امام علی علیه السلام در نهج البلاغه پس از مذمت لشكریان خود، می فرماید: [ خطبه 96. ]

«فرمانروای شما خدا را اطاعت می كند و شما نافرمانیش می نمایید، و فرمانروای شامیان خدای را معصیت می كند و آنان وی را فرمانبردارند. به خدا سوگند! دوست دارم معاویه شما را با نفرات خود مبادله كند مانند مبادله ی درهم و دینار، ده نفر از شما را بگیرد و یك نفر از آنها را به من بدهد.

ای اهل كوفه! به سه چیز كه در شما هست و دو چیز كه در شما نیست، گرفتار شما شده ام، اما آن سه چیز: با آن كه گوش دارید كرید و با آن كه زبان دارید گنگید و با آن كه چشم دارید كورید و اما آن دو: نه در روز جنگ، آزادگانی صدیق هستید و نه به هنگام بلا و سختی، برادران و یارانی درخور اعتماد».